انتشار نتایج نظرسنجی میراث جنبش سبز که به سفارش ایران وایر، توسط موسسه آی پز انجام شده بود، با واکنش های متنوعی در شبکه های اجتماعی مجازی داخل و خارج از کشور مواجه شد. با حسین قاضیان، جامعه شناس و از تهیه کنندگان این نظرسنجی، برخی از مهم ترین سوالات مطرح شده درباره این نظرسنجی را در میان گذاشته ایم. ایران وایر علاوه بر این گفت و گو، از برخی تحلیلگران و اهل نظر در عرصه سیاست و رسانه درباره نتایج این نظرسنجی، نظرخواهی کرده که فردا و پس فردا منتشر می شوند. 

آيا وقتی از خارج کشور به یک شهروند ایران زنگ می زنید و درباره یك موضوع امنیتی سوال مى كنيد، انتظار داريد جواب درست بدهد؟

به هیچ وجه! و البته شما بلافاصله حق دارید بپرسید اگر ما لزوما انتظار جواب درست نداریم٬ پس برای چی وقت خودمان و پول شما را هدر می‌دهیم  و این همه دردسر درست می‌کنیم. 
راستش وقتی واکنش‌ها به این نظرسنجی و یا پیمایش‌هایی از این دست را دنبال می‌کنم، اغلب با همین سوال روبرو می‌شوم. بعضی‌ها به طعن - و حتی لعن - چنین سوالی را مطرح می‌کنند. البته این سوال معمولا وقتی برای این افراد پیش می‌آید که نتایج به دست آمده با تصور آن‌ها همخوان نباشد. در غیر این صورت٬ مو لای درز نتایج نظرسنجی‌ها نمی‌رود و نظرسنجی تبدیل می‌شود به ابزاری مقدس. 

مشکل از این جا پید می‌شود که بسیاری از این افراد تصور می‌کنند که مثلا در همین پیمایش مربوط به جنبش سبز ما به افراد زنگ می‌زنیم و می‌پرسیم «سلام. به نظر شما، تو انتخابات ۸۸ تقلب شده بود؟» و پاسخ‌دهنده هم بی خبر از همه جا٬ در مقابل یک پرسش ناجور با شماره تلفن ناشناس یا عجیب و غریب٬ در حالی که مقادیری شاخ روی سرش سبز شده و با خودش می‌گوید که «اینا دیگه چه جور آدم‌هایی هستن که نمی‌دونن دیوار موش داره و موش گوش داره» سینه‌اش را صاف می‌کند و همان جوابی را می‌دهد که حدس می‌زند «برادرا»ی امنیتی موجود در «دیوارِ گوش‌دار» دوست دارند، بشنوند. 

بعد هم ما در ادامه٬ عدد و رقم این آدم‌های ترسیده را جمع می‌زنیم و اعلام می‌کنیم ۵۹ درصد مردم می‌گویند در انتخابات ۸۸ تقلب نشده است . 

از این هم بگذریم که بعضی‌ها حتی تصور می‌کنند به این ترتیب ما داریم اثبات می کنیم در آن انتخابات تقلبی نشده، در حالی که آنان می‌گویند کلی سند و مدرک در مورد تقلب دارند. به عبارت دیگر آنان در واقع٬ تفاوت بین برداشت مردم از واقعیت و خود واقعیت را متوجه نمی‌شوند. نه این نظرسنجی، نه هیچ نظرسنجی دیگری، نه می‌گوید و نه می‌تواند بگوید که در انتخابات تقلب شده بود یا نه. این نظرسنجی فقط می‌گوید که مردم در مورد وقوع تقلب در آن انتخابات چطور فکر می‌کنند. 

ولی بد نیست همین افراد٬ مختصری هم به این فکر کنند که اگر آن‌‌ها مثل هر آدم معمولی دیگری به راحتی در‌می‌یابند که کسی با این جور سوال‌‌های «سیخکی» از پشت تلفن جواب درستی نمی‌دهد٬ آن وقت ما که دو دهه است داریم کار نظرسنجی انجام می‌دهیم و چندین بار نشان داده‌ایم که در مقاطع حساس پیش‌بینی‌های درستی انجام داده‌ایم٬ از این واقعیت بدیهی سر در نمی‌آوریم؟ و گذشته از این یعنی٬ انباشت دانش پیمایش‌های اجتماعی برای این قبیل مشکلات راه حلی پیدا نکرده و ما از این دانش غافلیم؟

خب اگر این طور است٬ پس بگویید از چه راه هائى براى گرفتن پاسخ هاى درست  استفاده كرديد که ادعا می‌کنید نتایج درست است؟ آيا سؤال هاى شما به طور مستقيم درباره جنبش سبز بود و يا اينكه غير مستقيم سوال كرديد؟ در صورت امكان مثال بزنيد...

خب یکی از همین راه حل‌های تکنیکی و تجربه شده برای حل مشکل برقراری اعتماد بین پرسشگر و پاسخگو این است که ما به شیوه‌ای مصاحبه را شروع کنیم و پیش ببریم که مخاطب  به صورت «طبیعی» وارد گفت‌وگو بشود و به مرور سیر پرسش‌ها به سمت سوالات حساس برود، طوری که بیشتر افراد متوجه این تغییر نشوند یا به حدی از اعتماد رسیده باشند که پاسخ درست‌تری بدهند. 

برای این منظور ما هم در ساختار پرسشنامه هم در نحوه طرح پرسش‌ها نکات ظریف بسیاری را در نظر می‌گیریم. من به دلیل حفظ رموز حرفه‌ای کار خودمان نمی‌توانم از تمام جزئیات حرف بزنم٬ همان طور که بسیاری از موسسات دیگر هم در این باره اطلاعات‌شان را افشا نمی‌کنند. 

اما بگذارید به مواردی که می‌شود اشاره کنم. مثلا در این پیمایش ما ۱۱ سوال اصلی در ارتباط با جنبش سبز داشته‌ایم. اما برای رسیدن به پاسخ این ۱۱ سوال از هر یک از پاسخگویان ۲۲ سوال پرسیده‌ایم. این سوال‌های اضافه از موضوعاتی مثل آشنایی با علی کریمی و فاطما گل و مرتضی پاشایی تا سوال‌های نرم‌ کننده‌ دیگری را در بر می‌گرفته است. در واقع آن ۱۱ سوال دیگر یا برای گرم کردن مصاحبه و ایجاد اعتماد اولیه بوده است یا برای چرخش در ساختار مصاحبه و انتقال به سوال‌های حساس‌تر یا برای کنترل پاسخ سایر سوال‌ها. 

به علاوه ما در تمام پرسشنامه‌‌های خود ملاحظات مربوط به روانشاسیِ سیاسیِ زبان را در نظر می‌گیرم. یعنی ما نیز - دست کم به اندازه دیگران - می‌دانیم که مردم از چه پرسش‌هایی می‌رمند و جانب احتیاط در پیش می‌گیرند. برای همین هم اساسا پرسش‌ها را نه به صورت رسمی که با زبان معمول کوچه و بازار و به دور از اصطلاحات مرسوم یا رسمی و مانند آن مطرح می‌کنیم. 

مهم‌تر این که پرسشگران ما آموزش می‌بییند تا پرسش‌نامه را به گونه ای اجرا کنند که گویی دارند از روی کنجکاوی شخصی و طی یک گفت‌و گوی طبیعی که پاسخ به هر سوال سوال دیگری را پیش می‌آورد٬ از مردم سوال می‌کنند و در نهایت٬ آنان میزان اعتماد و صداقت پاسخگو را ارزیابی می‌کنند. در مواردی که پاسخگویان با درجه اعتماد و صداقت پایین، پاسخ‌هاشان اریبی (bias) داشته باشد٬ از نمونه خارج می‌شوند. 

با این همه٬ اگر با وجود همه‌ این تمهیدات و تمهیدات دیگری از این دست شما فکر می‌کنید که ما فکر می‌کنیم همه‌ مردم با اعتماد و صادقانه نظرشان را به ما می‌گویند٬ در اشتباه هستید. ما برای اطمینان بیشتر از این موضوع٬ هم با استفاده از متغیرهای کنترلی داخلی و خارجی میزان صداقت را می‌سنجیم، هم به استفاده کنندگان از پیمایش‌ها هشدار می‌دهیم که به چه دلیل و در چه مواردی باید از نتیجه‌گیری‌های شتابزده بر حذر باشند. مثل همان ملاحظه‌ای که در انتهای این پیمایش آورده‌ایم یا در تحلیل برخی از نتایج به آن اشاره کرده‌ایم. 

در این نظرسنجی، چند درصد پاسخگویان تحصیلات دانشگاهی داشته اند؟ چند درصد مربوط به تحصیلات زیر دیپلم بوده؟ چند درصد  به کسانی مربوط می شده که در روستاها و شهرهایی با شاخص پائین توسعه زندگی می کردند؟ آیا ترکیب مطابق با تنوع موجود در جامعه ایران بوده است؟

توجه داشته باشید که ما در صورت لزوم صرفاً بر اساس دو متغیر فردی (سن و جنس) و محل سکونت افراد (روستا/شهر) به نمونه‌های خود بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ وزن می‌دهیم. در نمونه مورد بررسی٬ حدود ۹ درصد بین فوق دیپلم و لیسانس بوده‌اند و ۲۶ درصد لیسانس و بالاتر. یعنی ۶۵ درصد زیردیپلم. ۷۴ درصد افراد نمونه شهری بوده‌اند و ۲۶ درصد روستایی و عشایری (۲ نفر). به علاوه٬ نمونه موجود شامل ۴ درصد از مردم استان‌های با شاخص توسعه‌ی انسانی پایین (سیستان و بلوچستان و کردستان)٬ و ۳۱ درصد از مردم استان‌های با شاخص توسعه‌ی انسانی بالا (تهران٬ اصفهان٬ یزد و سمنان) بوده است که با توزیع بر حسب پارامترهای جامعه هماهنگی دارد. به این ترتیب باید گفت نمونه‌ مورد بررسی ماکت کوچکی از جمعیت ایران بر حسب مشخصاتی مانند سن٬ جنس٬ تحصیلات٬ روستایی یا شهری بودن و نیز سطح توسعه‌ انسانی است که خود شامل سه عنصر سطح بهداشت٬ آموزش و درآمد می‌شود.

 معيارهاى شما براى انتخاب افراد مصاحبه شونده چه بوده؟

از لحاظ نظری٬ هر ایرانی بالای ۱۸ سال ساکن در ایران که دارای تلفن ثابت یا سیار (از هر یک از اپراتورهای موجود) باشد برای قرار گرفتن در نمونه ما بخت مساوی با دیگری دارد.

با توجه به ماهیت این نظر سنجی و حساسیت آن و اینکه سوال ها در حوزه خطوط قرمز حکومت قرار داشت، آیا پاسخ های نمی دانم و نظری ندارم و نیز نظرسنجی های ناتمام، معنا دار نخواهند بود؟

با این موضوع تا حدی موافقم٬ اما مساله بر سر «میزان» این تاثیر و «جهت» آن است. شاید برخی اطلاعاتی که می‌دهم در این زمینه روشنگر باشد. 

اول از همه باید بگویم  که میزان نیمه تمام گذاشتن مصاحبه از طرف مردم در این نظرسنجی تفاوت قابل ملاحظه‌ای با سایر نظرسنجی‌های انجام شده در آی‌پز ندارد. مثلا در این نظرسنجی ما نسبت به نظرسنجی میزان رضایت از آقای روحانی یا مساله توافق هسته‌ای فقط ۲ درصد بیشتر ریزش داشتیم. با این که سوالات این نظرسنجی بسیار حساس‌تر بود و پرسشنامه هم طولانی‌تر. چون یکی از دلایل قطع مصاحبه طولانی بودن مصاحبه و خسته شدن یا گرفتار بودن پاسخگوهاست نه لزوماً سیاسی یا حساس بودن سوالات. این موضوع نشان می‌دهد که اعتماد اولیه‌ پاسخگو در هر حدی که بوده تا پایان ۹۵ درصد از مصاحبه‌ها دوام یافته است. 

دوم این که بررسی کسانی که به سوالات حساس پاسخ نداده‌اند، نشان از تفاوت جدی آنان با کسانی که پاسخ داده‌اند، ندارد. ما ۱۱ سوال اصلی را با ۵ درجه حساسیت متفاوت طبقه بندی کرده بودیم. حساس‌ترین سوال‌ها از نظر سیاسی و احساس امنیت برای پاسخ دادن٬ پرسش مربوط به تقلب و نیز پرسش مربوط به این بود که بالاخره باید برای آقایان موسوی و کروبی چه تصمیمی گرفت. اما وقتی کسانی را که به این دو سوال پاسخ نداده‌اند با کسانی که به این سوال پاسخ داده‌اند مقایسه می‌کنیم متوجه می‌شویم که این دو گروه از نظر مشخصات فردی و اجتماعی مثل سن و جنس و تحصیلات تفوت فاحش ندارند. به علاوه٬ با توجه به سوال‌‌های کنترلی مشخص می‌شود از نظر سیاسی نیز تفاوت این دو گروه در یک جهت مشخص نیست (یعنی آنان لزوما گرایش سیاسی معینی را نمایندگی نمی‌کنند که ترس برشان دارد و جواب ندهند). گذشته از این که اگر تفاوت جدی هم داشتند، میزان تفاوت‌شان آن اندازه نیست که نتایج کلی را دگرگون کنند٬ گرچه در استفاده از آن رعایت احتیاط را ضروری می‌کند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}